سه شنبه22 آبان 1397                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 233 تن
 

نامه‌ی سرگشاده حضورحضرت آیت‌‌‌‌‌‌الله خامنه ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران


دكتر هوشنگ طالع
نامه‌ی سرگشاده
 حضورحضرت آیت‌‌‌‌‌‌الله خامنه ای  رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
هرگونه انصراف از حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران ، در حکم تجزیه‌ی ایران است
برپایه‌ی
دو قرارداد 1921( مودت ) و 1940( تجارت و بحر پیمایی) میان دولت شاهنشاهی
‌ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، نیمی (50 درصد ) از دریای
‌مازندران ( کاسپیان ) در مالکیت ملت و دولت ایران قرار دارد.
از آن‌جا
که هیچ‌گونه تحدید حدود میان ایران و اتحاد شوروی در دریای ‌مازندران(
کاسپیان ) به عمل نیامده است ، مالکیت مساوی دو طرف در این دریا به‌ گونه‌ی
مشاع می‌باشد.
بر پایه‌ی اصول شناخته شده‌ی بین‌المللی ، مالکیت بر یک پهنه ( خاکی یا آبی ) درحکم مالکیت برفضای بالا و ژرفای آن پهنه نیز می‌باشد.
در
دو قرارداد مزبور، جز درمورد آب‌های ساحلی دو طرف ( بند 4 ماده 12 قرارداد
1940 ) استثنا یا محدودیت دیگری  به‌ چشم نمی‌خورد. از این رو ، مالکیت
ملت و دولت ایران بر نیمی از این دریا ، ‌فضای بالا و بستر و زیر بستر را
نیز در بر می‌گیرد.
با فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1370 خورشیدی (1990
میلادی ) 15 واحد سیاسی برپهنه‌ی آن سر برآوردند که 4 واحد حاصل از تجزیه
یعنی جمهوری‌‌های فدراسیون روسیه ، قزاقستان ، ترکمنستان و آذربایجان (
اران ) دارای مرز آبی با دریای مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند.
همه‌ی
واحدهای‌سیاسی ایجاد شده در فراگشت فروپاشی اتحاد شوروی و از جمله 4
جمهوری‌های یاد شده برپایه‌ی  قرادادهای‌های مینسک ( پایتخت‌ روسیه‌سفید/
بلاروس) و آلمآتی ( پایتخت وقت قزاقستان ) اعلام کردند که به‌عنوان
میراث‌خواران اتحاد شوروی ، همه‌ی معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به
رسـمیت شناخته و محترم می‌دارند‌ ( این قراردادها به ثبت سازمان‌ملل‌متحد
نیز رسیده است.
بدین‌سان 4 کشور مزبور تنها مالک میراث اتحاد شوروی یا
نیمی از دریاي مازندران ( کاسپیان ) می‌باشند و نیمی از آن برپایه‌ی دو
قرارداد 1921 و 1940 متعلق به ملت و دولت ایران است. کوتاه سخن آن که :
یکم
ـ رژيم حقوقي درياي مازندران (كاسپيان)، بر پايه‏ي قرارداد‎هايي 1921 و
1940 ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي استوار است.
دوم ـ بر پايه‎ي قرارداد‎هاي مزبور، دو طرف داراي حاكميت و مالكيت متساوي (50 ـ 50 ) بر اين دريا هستند.
سوم
ـ از آن جا كه هيچ گونه تحديد حدود، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي در
درياي مازندران به عمل نيامده است، مالكيت و حاكميت متساوي دو طرف، به
گونه‎ي مشاع مي‎باشد.
چهارم ـ بر پايه‎ي اصول شناخته شده ملي و
بين‎المللي، مالكيت و حاكميت بر يك پهنه (اعم از آبي يا خاكي)، در حكم
مالكيت و حاكميت بر فضاي بالا و ژرفاي آن پهنه مي‎باشد، مگر آن كه استثناء
يا محدوديت‎هايي اعلام شده باشد.
در دو قرارداد مزبور، جز در مورد
آب‌‏هاي ساحلي دو طرف (بند 4 ماده 12 قرارداد‎ 1940)، استثناء و يا
محدوديت‎ ديگري به چشم نمي‎خورد. از اين رو، مالكيت و حاكميت ملت و دولت
ايران بر نيمي از درياي مازندران، فضاي بالا و بستر و زير بستر اين دريا را
نيز در بر مي‎گيرد.
پنجم ـ در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد شوروي فرو
پاشيد. در اين فرآيند، 15 واحد سياسي بر پهنه‎ي اتحاد مزبور سر برآوردند
كه چهار واحد آن، يعني فدراسيون روسيه و جمهوري‎هاي قزاقستان، تركمنستان و
آذربايجان ( اران) در كنار درياي مازندران قرار دارند.
ششم ـ همه‎ي
واحد‎هاي ايجاد شده بر پهنه‎ي اتحاد شوروي، از جمله جمهوري‎هاي فدراسيون
روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان (اران)، بر پايه‎ي توافق‎هاي مينسك
(پاي‎تخت روسيه سفيد / بلاروس) و آلما آتي (پاي‎تخت پيشين قزاقستان)،
اعلام كردند كه به عنوان ميراث خواران اتحـاد شوروي، همه‎ي معاهدات و
تعهدات اتحاد مزبـور را به رسميت شناخته و محترم مي‎دارند.
هفتم ـ بدين
سان ميراث خواران اتحاد شوروي، پيش از هر گفت‌وگو با ايران، مي‎بايست نخست
بر سر تقسيم ماترك اتحاد شوروي كه عبارت است از 50 درصد درياي مازندران، به
چانه‎زني، گفتگو و تفاهم يا نزاع و ستيزه‎، ميان خود برخيزند.
هشتم ـ
توافق چهار واحد سياسي فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان
(اران) بر سر مرده‌ريگ اتحاد شوروي در درياي مازندران كه نيمي از آن را در
بر مي‎گيرد، راه را براي گفتگو بر سر تعيين رژيم نوين حقوقي درياي
مازندران، با دولت ايران مي‎گشايد.
نهم ـ تجزيه‎ي احتمالي هر يك از
واحد‎هاي سياسي مزبور ( اران، فدراسيون روسيه، قزاقستان و تركمنستان) و سر
برآوردن واحد‎هاي سياسي نوين در كرانه‎ي درياي مازندران، اثري بر حق السهم
ايران در اين دريا ندارد. واحد‎هاي حاصل از تجزيه، تنها دارايي و بدهي‎هاي
واحد اصلي را به ارث مي‎برند.
بدين‎سان، حقوق تاريخي و قانوني ملت ايران بر پايه‎ي قرارداد‎هاي موجود ميان ايران و اتحاد شوروي، روشن و مسجل و مسلم است.
هيچ‎كس
و هيچ مقام نمي‎تواند و اجازه ندارد كه از سوي ملت ايران، قراردادي را
امضاء كند كه كوچك‎ترين خدشه بر منافع ملت ايران در درياي مازندران وارد
كند.
حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران : پذيرش
سهم كم‎تر از 50 درصد در حكم تجزيه‎ي ايران است . اگر خدای ناکرده چنین
اتفاقی بیفتد ، هم چنان‌که تجزیه‌ی بحرین را به پای محمدرضاشاه پهلوی نوشته
شد ، تجزیه‌ی دریای مازندران را به پای شما خواهند نوشت .
به گفته‌ی سعدی شیراز : « من آن‌چه شرط بلاغ است با تو [شما] می‌گویم / تو [شما] خواه از سخنم پند گیر یا ملال
بیست و یکم امرداد ماه 1397
با درودهای بسیار هوشنگ طالع




فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)