دوشنبه1 بهمن 1397                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 2391 تن
 

راهزني ادبي و فرهنگي: اين بار از سوي فرمان‎روايان باكو!


جمهوري شوروي ساخته‎ي آذربايجان براي ركورد‏شكني در زمينه‎ي مصادره‎ي شخصيت‎ها و يادمان‎هاي فرهنگي و ادبي ايرانيان دست به اقدام بي‎سابقه‎اي زد و در حالي كه تركيه‎اي‎ها نامداران ادب و فرهنگ ايران را با فاصله‎‎هاي زماني ترك معرفي مي‎كنند، يك باره چند انديشمند و شاعر ايراني، از جمله نظامي گنجوي، صائب تبريزي، محمود شبستري و خاقاني شيرواني را ترك تبار اعلام كرد!
بهانه‎ي اين دهن كجي به تاريخ و فرهنگ ايراني، زماني به دست آمد كه يك نسخه‎ خطي از اثر جاودانه‎ نظامي گنجوي، يعني خمسه، در كتاب‎خانه ملي اتريش پيدا شد. ايراني‎ها در اين مورد اقدامي نكردند، اما حيدر‎علي اف، رييس جمهور در گذشته‎ي جمهوري آذربايجان پس از فروپاشي شوروي براي مرمت اين نسخه سبيل اتريشي‎ها را چرب كرد و در برابر از آن‎ها خواست كه پس از مرمت اين نسخه، يك لوح فشرده از آن تهيه و به وي اهدا كنند.
عمرحيد‎ر‎علي اف كفاف نداد تا با دريافت اين لوح ترك بودن نظامي گنجوي و ديگران را اعلام كند. اما اوايل اردي‌بهشت، اتريشي‎ها لوح فشرده‎ي تهيه شده‎ از آن نسخه خمسه را به پسر و جانشين وي، يعني الهام حيدر‎علي اف تحويل دادند و او نيز راه پدر را (كه همان راه تزار‎ها و شوروي‎ها است) ادامه داد و ترك تبار بودن نظامي گنجوي و چند تن ديگر را به وسيله‎ي وزارت فرهنگ و گردشگري خود اعلام كرد.
البته فرهيختگان ايراني در برابر اين اقدام واكنش نشان دادند. از جمله استاد جلال‎الدين كزازي گفت:
داستان‎ راهزني‎هاي ادبي و فرهنگي ادامه دارد و اين همه برمي‎گردد به اين كه ما نتوانسته‎ايم بزرگان ادب و فرهنگ خود را به دنيا به گونه‎اي معرفي كنيم كه راه را بر اين راهزني‎ها به شايستگي ببنديم.
اين استاد زبان و ادبيات فارسي در پي ادعاي جمهوري آذربايجان مبني بر تعلق چهره‎هايي از جمله شيخ محمود شبستري، صائب تبريزي، خاقاني شرواني و نظامي گنجوي به اين كشور، اظهار كرد: اين داستان پي‎درپي تكرار مي‎شود. همه‎ي اين سخن‎وران بي‎هيچ گمان، ايراني هستند. آن‎ها در زماني كه به جهان آمده‎اند، زمين‎هاي زادگاه‎شان بخشي از جغرافياي ايران زمين بوده است؛ از همين روي اين سخن‎وران به زبان پارسي شعر گفته‎اند كه زبان آن سرزمين شمرده مي‎شده است.
چگونه مي‎توان آنان را جز ايراني  دانست؟ اين ربودن بزرگان و نام‎آوران ايران زمين، پديده‎‏اي از سويي بسيار شگفت‎آور و از ديگر سوي، اندوه‎بار و دريغ‎انگيز است كه در روزگار ما روايي يافته است.
اگر نظامي و خاقاني شرواني براي نمونه آذربايجاني هستند، اما در سراسر سروده‎هايشان حتا يك مصرع به زبان آذربايجاني ديده نمي‎شود. من نمي‎دانم كه اين پديده چرا اين همه گسترش  و روايي يافته است؛ اما به هر روي در ايراني بودن اين سخن‎وران  هيچ گماني نيست.
اگر شيخ شبستري را در نظر بگيريم، «گلشن‎راز» را به زبان پارسي نوشته است، پس چگونه مي‎توان اين كسان را جز ايران متعلق به جاي ديگري دانست؟
او درباره‎ي صائب تبريزي نيز گفت: همه‎ي ديوان غزل‎هاي صائب تبريزي از آغاز تا انجام به زبان پارسي است. حتا بر سر اين كه صائب، تبريزي است يا سپاهاني (اصفهاني) در ميان تاريخ‎نگاران ادب، چند و چون است؛ چه رسد به اين موضوع، حالا با اين وصف، صائب چه پيوندي با جمهوري آذربايجان مي‎تواند داشته باشد؟!


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند