عينالدوله، والي ]آذربايجان[، سرانجام به انجمن ايالتي تبريز خبر داده است كه تا در تهران دارالشورا داير نيست، نخواهد توانست براساس قانون اساسي رفتار نمايد. از همين روي يك هفته پيش از اين مشروطهخواهان جناب اجلالالملك را از جانب خود به حكومت تبريز منصوب داشتهاند. ملت پرست بودن اين آدم و خدمات فداكارانهي دو سالهاش به ملت معلومِ تمام اهالي تبريز است.
مشروطه خواهان در روزهاي اخير قوت قلب يافته، شروع كردهاند به حملات. چنانكه مجاهدان خياباني سواران دولتي را از محلات پورسنگي ]پلِ سنگي[ و ششكلان بيرون راندهاند و از جانب اميرخيز هم به سوي دوهچي پيشروي كرده، بازارچه دوهچي را آتش زده، سنگرِ خانهي امام جمعه و تمام بازار را در اختيار گرفتهاند. اما به دنبال اين پيروزي به علت پرداختنِ تفنگچيان مشروطهخواه به غارت خانه امام جمعه و جاهاي ديگر و كميِ تعداد تفنگچي در سنگرهاي تازه گرفته شده، مجبور به عقبنشيني شدهاند. روز بعد از آن به دستور ستارخان اجناس غارت شده جمعآوري گرديده و اعلام شده است كه پس از اين هر كسي به هنگام جنگ به غارت بپردازد، مجاهدان او را با گلوله بزنند.
علت ديگري كه سبب عقبنشيني مشروطه خواهان شده اين بوده است كه در همان روز سيصد نفر از سواران اقبالالسلطنه ماكويي ميخواستهاند وارد شهر شده، از پشت سر به ستارخان حمله كنند. ستارخان هم اطلاع يافته، براي جلوگيري از پيشروي آنها تعدادي مجاهد را به روستاي سهلان1 ـ كه در سه فرسخي شهر قرار دارد ـ فرستاده و آنها به ياري مجاهدان روستاهاي اطراف همان روستا، سواران اقبالالسلطنه را تار و مار كرده، سي نفر از آنها را كشته، به شهر مراجعت كردهاند.
پريشب تيمچهي معروف خرزيلر2 (خرازيها) كه در قلمرو دوهچيها است و در آنجا مغازهها و انبارهاي بازرگانان معتبر استامبولچي و ديگران قرار دارد، مورد دستبرد قرار گرفته است. يعني دوازده نفر تفنگچي از دوهچي آمده، باربران محافظ تيمچه را از آنجا دور كرده تمام امتعه و نقدينه را از آنجا بردهاند. در اين ميان به سه مغازه كه به بازرگانان ساكن دوهچي تعلق داشته دست نزدهاند. خلاصه چنين گمان ميرود كه از طرف عينالدوله ـ كه در خارج شهر نشسته ـ اجازه بوده باشد كه امتعهي چنين تيمچهي معتبري را به راحتي حمل كرده، برده باشند. چنين به نظر ميرسد كه جناب عينالدوله اين كالاها را به عنوان باج سبيل به سواران و دورهچيها بخشيده باشد تا با علاقهمندي زيادي جنگ بكنند. زيرا كه دولت پولي در بساط ندارد كه به آنها بدهد.
ماحصل اينكه اين كار تاثير بسيار سويي روي بازرگانان تبريز گذاشت و اميدشان نسبت به عينالدوله را بر باد داد. ديروز كه اين احوالات آشكار شد، مشروطهخواهان از ظهر تا شامگاه دوهچي را از جهات مختلف با توپهاي بزرگ به آتش گرفتند. دو ساعت از شب گذشته از تمام سنگرهاي دوهچي كه در طول در حدود 10 ورست ]11 كيلومتر[ از يك سر تا سر ديگر تبريز ادامه مييابند، حمله آغاز شد. تيراندازي متقابل دو ساعت تمام ادامه يافت...
تاكنون چنين جنگ شديدي در تبريز اتفاق نيفتاده بود. به بعضي از سنگرهاي مشروطهخواهان گاهي سيصد ـ چهارصد نفر به يك باره حمله كردند. در مقابل آنها ده ـ پانزده نفر قهرمانان مشروطه ايستادگي كرده، پانزده ـ بيست دقيقه جلوي پيشرويشان را ميگرفتند تا از مركز نيروهاي كمكي به دادشان برسد. بدينترتيب حتي يك سنگر هم به تصرف دشمن درنيامده است. آدمي كه پي به حقوق خود برده باشد، قهرمان ميشود.
در حقيقت جنگ امشب جنگي بود به سان جنگهاي بين دولتها. پياپي از ارك، اميرخيز و خيابان توپها شليك ميشد و قهرمانان مشروطه به ميان سواران مهاجم بمبها پرتاب ميكردند. تا آنكه نيم ساعت بعد بر ياوران مشروطه خواهان افزوده شد و شروع كردند به عقب نشاندن سواران.
نيمههاي شب كه هوا ملايم و مهتابي بود، تيراندازي فروكش كرد. الان كه وقت ظهر است توپهاي مشروطه خواهان شروع كردند به شليك به طرف دوهچي. اين جنگها تا سه ـ چهار روز ثمره خود را نشان خواهد داد. به تصور بنده قشوني كه عينالدوله در راس آن قرار دارد، به زودي از هم خواهد پاشيد.
م.ا
10 شعبان ]1326[، شهر تبريز
ترقي، ش 43، 3 ]16[ سپتامبر 1908 ]19 شعبان 1326[
(نقل از تاريخ معاصر ـ گزارشهايي از انقلاب مشروطيت ايران ـ محمدرسول امينزاده ـ ترجمه رحيم رييس نيا ـ نشر شيرازه ـ چاپ اول ـ تهران 1377)
پينوشتها
1ـ در متن ساوالان نوشته است. البته كسروي هم ساوالان نوشته است؛ اما امير خيزي و ويجويه سهلان نوشتهاند كه درست مينمايد. ـ م.
2ـ در متن تيمگه فرضيها نوشته شده است. م.