سه شنبه27 شهريور 1397                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 5111 تن
 

نفرت پراکنی قومی برخی نشریات محلی و غفلت مدیران کل ارشاد استان+سند


برگرفته از :وب سایت تحلیلی ، خبری آذر ها

http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=165

زبان کشی،نسل کشی فرهنگی،شونیسم فارس، هفت هزار سال تاریخ تورکان ایران،خشکاندن دریاچه اورمیه و... این ها عناوینی است که شهروندان شمالغرب کشور احتمالا روزانه به عنوان تیتر برخی از نشریات محلی ملاحظه می کنند.
نشریات قومیت گرایی مانند نوید آذربایجان،آغری،دعوت،فردای ما،سهیل،آفتاب آذربایجان و... که در تبریز و ارومیه منتشر می شوند و اکثرا از بودجه ها و یارانه های دولتی بهره می برند حدود یکسال است که فعالیت های مخرب محدت ملی را مجددا آغاز کرده اند. برخی متعقدند شدت و حدت این تبلیغات با تهدید اسرائیل و آمریکا به حمله نظامی رابطه مستقیم دارد.


به گزارش سایت آذری ها برخی از منابع آگاه در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی معتقدند مدیران این اداره برای مقابله با گروه های قوم گرای کُرد به پان ترکیسم دامن می زنند.
در برخی از این نشریات به صورت رسمی به تهدید،شانتاژ و افتراء به افراد و نویسدگان و روشنفکران کشور پرداخته می شود. برای نمونه روزنامه هفته نامه قومیت گرای آغری در تاریخ 7 خرداد 1391 با نام بردن عده ای از محققین مانند عنایت الله رضا،پرویر ورجاوند،محمود افشار، محمد بقایی ماکان،دکتر میر جلال الدین کزازی، خسرو معتضد و تورج اتابکی آنها را نژادپرست،مزدور و قلم به مزد دانست که هنوز به حیات ننگین خود ادامه می دهند.
 کردها و فارسی زبان ها هدف اصلی نفرت پراکنی های شنیع این نشریات هستند. چیزی که بر خلاف قانون مطبوعات است. اما تا کنون ادارات ارشاد آذربایجان شرقی و غربی به جز چند تذکر اقدام اساسی در خصوص اصلاح این رویکرد از خود نشان نداده اند.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی آذری ها تا کنون برخی از نشریات و روزنامه نگاران محلی که نگران نفرت پراکنی های قومی مبطبوعات پان ترکیستی بودند گزارش های متعددی در این خصوص منتشر کرده اند.
روزنامه آراز آذربایجان چاپ ارومیه یکی از پیگیر ترین نشریات محلی است که همیشه منتقد نفرت پراکنی و قانون کشنی نشریات وابسته به جریان قومی بوده است. در تازه ترین اقدام نیز، روزنامه "آذربایجان" و هفته نامه "طرح نو" هر دو چاپ تبریز طی مطالبی جداگانه به فضای قومیت گرایانه مطبوعات آذربایجان شرقی و غربی اعتراض نموده اند. هفته نامه طرح نو طی یک سرمقاله می نویسد:

 "روند انتشار نشریات قومگرا که در سال های گذشته با اعتراض نیروهای متعهد و دلسوز متوقف شده بود، طی یکی دو سال اخیر با شدت و حدّت زیادی به کار خود ادامه می دهند. این نشریات که اغلب در حوزه محلی فعالیت دارند، با انتشار مطالبی غیر علمی و غیرمستدل اقدام به ایجاد مرزبندی قومی از طریق تحریک و تبلیغ احساسات قومی، ایجاد تقابل بین زبان ملی با زبان های محلی، تحریف تاریخ ایران و تخریب بنیان های هویت ملی، و.. می پردازند"

 البته سابقه نشریات قومیت گرا و تجزیه طلب را باید در دوران اصلاحات جستجو کرد. فعالان قومی در این دوره با استفاده از فضای موجود سعی کردند با انتشار نشریات متعدد به نوعی گفتمان سازی قومگرایانه روی آورند. همین نشریات و نویسندگان بعد از یک دوره کوتاه مجددا فعال شده و با ادامه همان رویکرد سعی در تخریب هویت و وحدت ملی کشورمان دارند.


نشریات قومی با ترویج ادبیات خاص و واژه های مشخص سعی در ایجاد تفاوت و غیریت در میان مردم ایران و تخریب همبستگی ملی دارند. در این بین نیز هیچ تفاوتی بین نشریات مانند آغری یا نوید آذربایجان با تلویزیون تجزیه طلب گوناز دیده نمی شود جز این که یکی بودجه خود را دولت های بیگانه و سرویس های امنیتی و دیگری از دولت ایران (ادارات ارشاد محلی)اخذ می کند. البته نشریات قوم گرا در ظاهر امر سعی دارند خود را پایبند به قانون اساسی و تمامیت ارضی نشان داده و با تحسین از نظام جمهوری اسلامی و وفادار نشان دادن خود به حیات مطبوعاتی ادامه دهند. آنها حملات خود به هویت ملی و تاریخ ایران را زیر پوشش مخالفت با پهلوی ها پیش می برند تا طرف مقابل در صورت پاسخ گویی و دفاع از موضع ایرانیت خود به خود به مخالفت با نظام و یا سلطنت طلبی متهم شود، اما یک تحلیل گفتمان ساده در ادبیات حاکم بر این گونه نشریات نشان می دهند که اولا این عده هیچ وفاداری نه تنها به جمهوری اسلامی بلکه به دولت-ملت ایران ندارند دوما همگی تجزیه طلب و دشمن تمامیت ارضی محسوب می شوند. برای نمونه روزنامه نوید آذربایجان در شماره 177 خود چنان از حقوق جمهوری باکو در دریای مازندران دفاع کرده که گویی نماینده این حکومت در برابر دولت ایران محسوب می شود. این روزنامه به طور خلاصه از دولت ایران خواسته از است که ادعاهای خود در خصوص سهم تاریخی خود از دریای مازندارن دست بردارد و به حق هفت درصدی راضی باشد(نوید آذربایجان،مورخه 13 شهریور 1380، صفحه 4).


به گزارش روزنامه آذربایجان چاپ تبریز هفته نامه سهیل در سر مقاله خود از عبارت هایی چون  "آذربایجان جنوبی" و"آذربایجان شمالی"  استفاده می کند. چیزی که قطعا خلاف تمامیت ارضی و استقلال کشور بود زیر پا گذاشتن قانون اساسی محسوب می شود.

"فرهنگستان زبان ترکی آذربایجانی را تاسیس کنید" تیتر اول شماره 125 روزنامه آغری بود. در همین شماره، امپراتوری اشکانیان به عنوان "دولت بزرگ ترک" معرفی شده است!

مجله زرد و قومیت گرای آفتاب آذربایجان که در تبریز منتشر می شود نیز به طور مستمر رویکرد قومی دارد. این مجله مقالات و نوشته هایی از فعالان تجزیه طلب خارج نشین با نام های مستعار یا واقعی منتشر می کند دارای اهداف از پیش تعیین شده ای است.
آفتاب آذربایجان شماره 61 این مجله در صفحه 37 مطلبی با عنوان "بیزده تورک، اونلاردا تورک!" چاپ شده است. این مطلب هم مانند مطالب دیگر این نشریه برای یک ترک زبان آذربایجانی قابل فهم نیست. واژگانی در آن استفاده شده است که در هیچ کجای آذربایجان از آنها استفاده نمی شود. ولی نکته مهم در این میان تاکید بیش از اندازه نویسنده به بدبختی و دربه دری مردم آذربایجان یا به زعم نویسنده تورک های ایران(!) قابل توجه است. نویسنده معتقد است تمام کارخانجات بزرگ و صنعتی ایران در اصفهان، کرمان، اراک، اهواز و مشهد تجمیع شده و آذربایجان تنها چندین بسته شکلات صادر می کند! بعد هم نتیجه می گیرد که اشکال از ترکان آذربایجان نیست چون همتایان آنها در ترکیه، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان و... روز به روز پیشرفت می کنند. و در نهایت به این نتیجه می رسد که فارس ها به ترکان ظلم می کنند و حق آنها را خورده اند! هدف ضمنی مقاله این مضمون را نشانه می رود که اگر روزی آذربایجان از ایران تجزیه شود خواهد توانست مانند جمهوری باکو یا ترکیه به توسعه! دست یابد.

نشریه فردای ما طی مطلبی که در تاریخ 8 خرداد 1391 چاپ شد، نوشت:

«در مدرسه خیریه [در ارومیه]زبان تدریس و همه مفردات به ترکی بود. زبان فارسی نیز هر روز به مدت یک ساعت به مثابه زبان خارجی برای علاقه مندان تدریس می شد. مدرسین مدرسه را عمدتا روشنفکران بومی و افسران ترک بومی و نیروهای آزادیبخش عثمانی تشکیل می دادند».

این  نشریه در ادامه می گوید:

«در یکصد سال گذشته استعمار روس و فارس (ایران) هر کدام در جهت مصالح و نیات خود به بازنویسی تاریخ معاصر آذربایجان پرداخته اند و من جمله شماری از رهبران و شخصیت های غیر ملی مشروطیت آذربایجان و آزادستان را به سیماهای تاریخی و حتی قهرمان ملی آذربایجان تبدیل کرده اند. این دو سیاست استعماری در عین حال به حذف شخصیت های حقیقتا ملی،متجدد  این دوره مانند میرزا فصل الله ارومی و تقی رفعت  و... دست زده اند.»

 
همانطور که مشاهده می شود این پاراگراف نیز دارای دو مفروض اساسی است. اول این که آذربایجان مستعمره ایران و فارس ها است که مورد اشغال قرار گرفته و باید آزاد شود. دوم اینکه شخصیت هایی مانند ستارخان،شیخ محمد خیابانی،باقرخان،ثقه الاسلام و...نمی توانند در چارچوب سیاست های پان ترکی مورد نظر آنها قرار گیرند و قهرمان جلوه دادن آنان از سوی دستگاه استعماری فارس ها برنامه ریزی شده است.
همینطور گزاره هایی از این دست از منظر تحلیل گفتمان نیز حایز اهمیت اند. استفاده از عبارتی چون «شخصیت های ملی آذربایجان» بر آن تعداد از شخصیت هایی دلالت دارد که مانند پیشه وری در راستای تجزیه آذربایجان از ایران تلاش داشتند و در صدد ایجاد ملت واحد آذربایجان بر آمدند. همین طور استفاده از لفظ "مشروطیت آذربایجان" این ذهنیت را تداعی میکند که گویی در آذربایجان انقلابی مجزا از ایران صورت گرفته بود و دستگاه تاریخ نویسی فارس ها به تحریف و کتمان آن روی آورده است.
یکی دیگر از روزنامه های ارومیه به نام "دعوت" با متضاد دانستن زبان ملی و زبان به اصطلاح مادری تیتر نخست خود را به این موضوع اختصاص داد:

«نقش زبان رسمی در مرگ تدریجی زبان مادری» (31/1/1391). به این ترتیب خواننده به صورت ناخودآگاه زبان فارسی را قاتل و دشمن زبان محلی تلقی خواهد نمود.

دوگانه ها و متناقض نماهایی که در این گفتمان ارائه می شود نیز دارای اهمیت خاصی است. برای نمونه زبان فارسی در برابر زبان ترکی،زبان رسمی در برابر زبان مادری،هویت ایرانی در برابر هویت آذربایجانی، منافع ملی ایران در برابر منافع ملی ترکیه و آذربایجان، فارس (و گاه حتی ایرانی) در برابر ترک آذربایجانی قرار می گیرد.

وظیفه ادارات فرهنگ و ارشاد استان ها:
مماشات اداره فرهنگ و ارشاد استان های آذربایجان شرقی و غربی با نشریات قومیت گرایی که جهت حمله نظامی به ایران لحظه شماری می کنند و مطالبی را از افراد خارج نشین (که دائما در حال خط و نشان قومی در صورت حمله نظامی به کشور هستند) منتشر می سازند باعث تاسف است. پرداخت یارانه کاغذ بیش از حد قانونی و مجاز به این نشریات نیز باعث تاسف و تعجب همگان شده است.
بر اساس اسنادی که سایت خبری-تحلیلی آذری ها در اختیار دارد، رویکرد ادارت ارشاد استان ها هر چند در برخی موارد نسبت به نشریات قومی جدی بوده است ولی در اکثر موارد جنبه همکاری و مدارا داشته است.


برای نمونه در مورخه 12-4-1384 اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی طی نامه ای به اداره کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی دستور داده است سهمیه تشویقی به یکسری نشریات از جمله "نوید آذربایجان" اختصاص یابد. این در حالی است که نشریه مذکور یکی از ضد ایرانی ترین نشریاتی است که در ارومیه منتشر می شود و اخبار جعلی و تحریف شده آن معمولا دست مایه ای برای نشریات ضد ایرانی مانند مساوات در جمهوری باکو شده است. برای نمونه می توان به صفحه به اصطلاح جنوب روزنامه مساوات اشاره کرد که با استناد به اخبار جعلی روزنامه نوید آذربایجان مطالب کذب و موهنی علیه کشور و مقامات آن منتشر ساخته است. جا دارد از مسئولان وقتی که چنین دستوری را صادر کرده اند پرسیده شود، نشریه ای مانند نوید آذربایجان کدامین کوشش را در مسیر اعتلای فرهنگ ایرانو اسلام انجام داده است که شایسته دریافت سهمیه کاغذ تشویقی دانسته شده است؟
همان طور که اشاره رفت برخی از مسئولان فرهنگی است استان آذربایجان غربی بر این باورند که شاید بتوان با تقویت پان ترکیسم در برابر گروه های تروریستی کردنما مقابله کرد. در صورت صحت این شیوه بسیار نادرست و خطرناک است.
البته ناگفته نماند که اداره ارشاد در مواردی نیز نسبت به تذکر به این نشریات اقدام کرده است اما مسئله این جا است که این نشریات توجهی چندانی به تذکرات مسئولان نداشته و به کار خود ادامه می دهند.
بدیهی است سایت آذری ها وظیفه خود می داند در صورت ادامه چنین روندی به انتقادهای سازنده خود ادامه داده و به عنوان سایتی که در راستای مصالح ملی می کوشد مجدانه پیگیر اقدامات خطرناک بر ضد منافع و مصالح ملی باشد.


 


تیتر تحریک آمیز یکی از نشریات محلی ارومیه


 فردای ما- چاپ ارومیه تلویحا دولت را به خشک کردن عمدی دریاچه ارومیه متهم می کند.


 
روزنامه مساوات-چاپ بادکوبه، در صفحه ویژه ایران خود با استناد به اخبار جعلی نوید آذربایجان مطالبی توهین آمیز علیه ایران منتشر می سازد.



بررسی ها و پیگیری های اداره ارشاد در خصوص انتشار مطالب غیرقانونی (تنفر قومی) در نشریه نوید آذربایجان
 
 اداره ارشاد ارومیه سابقا رویکرد قومیت گرایانه نوید آذربایجان را می پذیرفت و به نظر می رسد که اکنون نیز چنین باشد،با این وجود باید پرسید چرا تلاشی برای متوقف کردن ایران روند انجام نمی دهد؟ آیا از نظر مدیرکل ارشاد آذربایجان غربی قومیت گرایی برای کشور مضر نیست؟ آیا جز این است که در سند چشم انداز بارها به وحدت و هویت ملی تاکید شده است؟


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)