سه شنبه22 آبان 1397                         ???? ???? ?? ?? ???????  
 
 
بازدید: 2318 تن
 

ژان شارون، جهان‌گرد فرانسوي به سال 1670 م (949 خ) در سفرنامه‌ي خود از بناي ارگ عليشاه تبريز مي نويسد


حمدالله مستوفي مي‌نويسد: « ... خواجه تاج‌الدين عليشاه جيلاني در شهر تبريز در خارج محله‌ي نارميان، مسجد جامع بزرگي ساخته كه صحنش 250 گز در 200 گز و در او صفه‌اي بزرگ، از ايوان كسري به مداين بزرگ‌تر. اما چون در عمارتش تعجيل كردند ]سقف آن[ فرود آمد. در آن مسجد انواع تكلفات به تقديم رسانيده و سنگ مرمر بي‌قياس در آن به كار برده و شرح آن را زبان بسيار بايد.»

«... در تبريز 250 مسجد وجود دارد كه بزرگ‌ترين آن مسجد عليشاه است كه رو به ويراني رفته است، اين مسجد در زمان تاج‌الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان محمد خدابنده و سلطان ابوسعيد بهادرخان ـ چهارصد سال پيش ـ در سمت جنوب شهر تبريز بنا شد. چند سال پيش طبقه زيرين اين مسجد رو به ويراني رفت و مرمت شد و مناره‌هاي آن را كه بلندترينه و با شكوه‌ترين مناره‌ةاي مساجد تبريز است تعمير كردند و شخصي كه از راه ايروان به تبريز مي‌آيد ابتدا اين مناره‌ها را مي‌بيند.»
اين دو ـ مورخ و سياح ـ از آن چه امروز از هر سمت به شكل قلعه‌اي نظامي در خيابان پهلوي تبريز واقع است و بدان ارگ عليشاه مي‌گويند، به نام مسجد ياد كرده‌اند. دلايل تاريخي و باستان‌شناسي هم نشان مي‌دهد كه ارگ عليشاه در واقع مسجد عليشاه است كه سازنده‌اش تاج‌الدين عليشاه جيلاني تبريزي وزير سلطان محمد خدابنده اولجايتو و زمان ساختنش هم ميان سال‌هاي (736 ـ‌716 قمري) بوده است. منتهي چون در زمان عباس ميرزا قاجار اين بنا تبديل به قورخانه و مخزن مهمات لشگر شد بدان نام ارگ دادند كه امروزه از آن ويرانه‌اي باقي نمانده است.
به دليل نزديكي دوره ايلخانيان و يادداشت‌هاي و گزارش‌ها و سفرنامه‌هايي كه در اين فاصله زماني باقي مانده است مي‌شود پيش از آن كه نمايي از وضع امروز ارگ يا مسجد عليشاه به دست داد با استناد به بعضي از اين سفرنامه‌ها و گزارش‌ها شكل و وضع اين بنا را در اين فاصله زماني ترسيم كرد.
پس از نقل بخشي از آن چه حمدالله مستوفي و ژان‌شاردن از اين بنا نوشته بودند تكه‌اي از گزارش ابن‌بطوطه جهانگرد مراكشي در تكميل نماي گذشته ارگ يا مسجد عليشاه موثر است: « ... بعد به مسجد جامعي رسيديم ]كه[ وزير عليشاه معروف به جيلان آن را بنا كرده است و در بيرون از سمت راست مدرسه و از سمت چپ زاويه‌اي وجود دارد و صحن آن با سنگ‌هاي مرمر فرش گرديده و ديوارها به وسيله كاشي كه چيزي مانند زلنج است پوشانده شده وجوي آبي از وسط آن مي‌گذرد و انواع درختان، موها و ياسمين در آن به عمل آوردند.»
و تاجر ونيزي پس از ابن‌بطوطه و در تكميل ترسيم او آورده است: «... در اطراف آن با سنگ‌هاي عالي طاق‌هايي ساخته شده كه ستون‌هاي مرمر آن را نگاه داشته‌اند. اين ستون‌ها به قدري عالي و شفاف‌اند كه به بلور شباهت دارند. كلفتي و بلندي همه آن‌ها يكسان و حدود پنج پا يا شش پا است. در كنار در اصلي ـ زير طاق‌هاي سنگي ـ جوي آبي در جريان است و در وسط بنا چشمه بزرگي وجود دارد. سكويي نيز در وسط ساخته شده است. اين مسجد سه در دارد كه فقط دو در آن مورد استفاده قرار مي‌گيرد و داراي طاق است. يكي از درها كه باز و بسته مي‌شود 3پا پهنا و 5 پا بلندي دارد و از الوارهاي بزرگ ساخته شده و روي آن قطعه برنز صيقلي مطلا كوبيده شده است.»
در اشاره به عظمت اين بنا و ميزان ويراني آن در قرن هيجدهم ميلادي ژان‌شاردن، پس از اشاره به مناره بلند بنا كه در آغاز اين گزارش آمده، مي‌نويسد: «... اگر چه در چند سال پيش آشكوب زيرين مسجد و برجش تعمير شده، باز خراب‌تر گشته و توده عظيم آجري كه از مسافت دور از پيرامون شهر به چشم مي‌خورد، در وسط فضاي بزرگي واقع و از اطراف محدود به ديوارها و باروها بوده ولي امروز تماما ويران شده و از روي باقيمانده‌هاي اين بنا معلوم مي‌شود كه در ساختمان و آجرچين آن مهارت و استادي خاصي به كار رفته است.»
مناره‌هاي بزرگي كه ژان‌شاردن اشاره دارد، حاج خليفه كاتب چلبي تاريخ‌نويس عثماني به سال 1045 (1014 خ / 1635 م) مي‌نويسد: «... مسجد جامع عليشاه مناره‌هاي بزرگي داشت كه بر اثر زلزله‌هاي متعدد و حملات قشون‌ها و پيكارها خراب و نابود شدند.»
و نيز حاج‌حسين كربلايي تبريزي در كتاب «روضات ـ الجنان و جنات الجنان» متعلق به قرن دهم هجري كه استاد جعر سلطان القرايي آن را تصحيح و تعليق كرده است از اين بنا چنين ياد مي‌كند: «... مرقد و مزار آن وزير صاحب جاه خواجه تاج‌الدين عليشاه در عقب مسجدي كه بنا كرده وي است مقبره اي است كه هم خود بنا كرده آن‌جا مدفون است. شان رفيع وي از آن عالي‌تر است كه در حيز بيان عيان گردد. صاحب خيرات و مبرات بوده از بناي عالي عمارت مسجد وي همتش را قياس مي‌توان كرد. در ربع مسكون به رفعت طاق مسجد وي طاقي واقع نشد. از طاق كسري كه در مدائن است ارفع است.
مثل آن طاقي نباشد در همه روي زمين
طاق خواهد بود، آخر در جهان طاقي چنين.
در دوره قاجار كه تبريز درالسلطنه بود و مركز حكومت وليعهدان قاجاري و هم در اين زمان بود. كه مسجد عليشاه تبديل به مخزن مهمات شد و نام ارگ گرفت. در اين زمان، نادر ميرزا تاريخ‌نويس در كتاب «تاريخ و جغرافياي دارالسلطنه تبريز» از قول خود و عمه‌زاده‌اش مرتضي ميرزا چنين مي‌نويسد: مسجد عليشاه كه اكنون آن را ارگ عليشاه يا ارگ مي‌نامند، اسلحه و مهمات غلات دولتي را در آن انبار مي‌كنند... در سال 1298 (1295 خ/ 1880م) در يك طرف اين بنا مي‌خواستند ديواري براي نگهداري غلات ديواني انباري بسازند، در عمق چهار زرعي ستوني از رخام پيدا شد كه يك زرع و نيم قطر و سه زرع و نيم ارتفاع داشت. من و وكيل‌الرعايا به چشم خود آن را ديديم.
وقتي به كنار ديوار خياباني ارگ تبريز رسيدم درش را باز ديدم همان جوي آبي كه حمدالله مستوفي و ژان‌شاردن و ديگران از آن نام برده‌اند، وسط باغچه‌ي بزرگي جلو ديوار عظيم ارگ به چشم مي‌خورد ـ زلال و روان و در دوسمتش درخت و چمن. سمت چپ ساختماني بود كه بر سردرش نوشته بود« تآتر آذربايجان» اين قسمت را زمان رضاشاه ساخته‌اند.
روبه‌روي من، صحني بود ميان سه ديوار كه عظيم بالا رفته بود و سمت چپش 69 پله با فاصله‌هاي بيش از 20 سانتيمتر بود كه بالا رفتن را دشوار مي‌كرد وفس را تند. پله، يكبار پيچ مي‌÷ورد و بعد،‌ با همان فاصله، مي‌رسد به بالاي ديوار، بلندي ديوار 25 متر است و ضخامتش حدود 10 متر (دقيقا m40/10) كه شايد در گذشته با كاشي يا مرمر پوشيده بود، اما، من كه اثري از اين دو نديدم.
دور سه ديوار را كه گشتم، با جاهاي قرار دادن تفنگ كه در اطراف ديديم، به تمام، بارويي عظيم به نظرم آمد و ظاهرا هم از زمان عباس ميرزا كه مسجد عليشاه را تبديل به قورخانه و انبار مهمات كردند، همين شكل و مورد استفاده را هم پيدا كرد. به شكلي كه هيچ‌كس ممكن نيست از 69 پله ارگ بالا برود، در وديوارها را بگردد، و بگويد كه اينجا مسجد بوده است و نه يك قلعه مستحكم نظامي. اصلا به درونماي بنا هم كه نگاه كني، همين تصور را به ذهن راه مي‌دهي.
احمد كسروي در تاريخ مشروطه اشاره كرده است كه عزوخان (به لهجه كردي يعني عزت الله خان) از وضع آشفته دوران محمد علي شاه بهره جسته بود و براي چپاول تبريز با مستبدان همكاري كرده و به تبريز حمله شده بود. آزادي‌خواهان از زير همين نقب ]نقب واقع در ارگ [ به پشت دشمن حمله كردند و پيروز شدند.
دانشگاه تبريز در معرفي اين بنا چنين نوشته است: «... مسجد سقف ندارد و بناي فعلي كه اخيرا تغييراتي در آن داده شده محراب مسجد بوده و عبارت است از سه ديوار. دهانه‌ي اتاق محراب 38 قدم و ارتفاع آن از سطح كف محراب تا انتهاي طاق در حدود 26 متر است و به وسيله‌ي 69 پله مي‌توان بالاي طاق رفت. در بالاي طاق به قدر 70/1 متر غلام گردشي ساخته شده است كه دور آن 97 قدم است، ميان ديوارهاي بالاي محراب خالي است و سه چهار مرتبه سقف‌ها و طاق‌هاي چك و آجري زده‌اند و ديوارها را بالا برده‌اند وهمه‌جا چوب‌هاي قطور كشيده‌اند و با ميخ‌هاي هني استوار كرده‌اند.»
با اين تعريف، بنايي كه امروزه از مسجد عليشاه يا ارگ تبريز باقي مانده محراب مسجد بوده است كه در زمينه‌ي هنر معماري و مهندسي مهارتي دقيق را گويا است. و به طوري كه مشهور است در زير اين بنا سه نقب با دالان زيرزميني وجود دارد كه يك رشته آن از ارگ به شنب غازان ورشته ديگر به باغ ميشه فعلي يعني محل سابق ربع رشيدي و رشته‌اي نيز از وسط بازار گذشته و پس از عبور از زير رودخانه آجي‌چاي به حوالي فرودگاه مي‌رسد.



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  



 
 
 
  ??????? ?????:
 
 
 
     ??????????????: 
 
ريشه و تبار مردم آذربايجان

« پان تركيسم و وحدت ملي ایران »

اشغال و قتل عام تبريز توسط تركان عثماني (993-986 ق) [964-957 خ]

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند

پان تركيسم و وحدت ملي ايران (بخش نخست)